فرهنگ آریان‌پور

قال - قیل -

#۱۴۹٬۴۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

row

سطر، ردیف، پارو زدن، راندن، رج، قطار، راسته، صف، ردیف چند خانه، ردیف کردن، قرار دادن، بخط کردن، قیل و قال

۲

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت

۳

fracas

قیل و قال، مزاحمت، زد و خورد، بلوا

۴

jangle

جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن

۵

ruction

(در گویش) همهمه، سر و صدا، قیل و قال، داد