فرهنگ آریان‌پور

قاعده - خلاف -

#۱۴۹٬۳۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

anomaly

خلاف قاعده، غیر متعارف، بى ترتیب

۲

irregular

بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده