فرهنگ آریان‌پور

قاعده - بی -

#۱۴۹٬۳۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۲

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن

۳

atypical

غیرمعمولى، بى قاعده

۴

informal

غیر صورى، غیر رسمى، خصوصى، بى قاعده، بى تشرفات

۵

desultory

بى قاعده، پرت، بى ترتیب، درهم و بر هم، بى ربط

۶

irregular

بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده

۷

promiscuous

بى قاعده، بى قید در امور جنسى

۸

immethodical

بدون اسلوب، بى رویه، بى سبک، بى قاعده، بى ترتیب

۹

rough and tumble

بى نظم و ترتیب، بى قاعده، شلم شوربا