فرهنگ آریانپور
قاعده - بی -
#۱۴۹٬۳۹۲
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ
loose
شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن
atypical
غیرمعمولى، بى قاعده
informal
غیر صورى، غیر رسمى، خصوصى، بى قاعده، بى تشرفات
desultory
بى قاعده، پرت، بى ترتیب، درهم و بر هم، بى ربط
irregular
بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده
promiscuous
بى قاعده، بى قید در امور جنسى
immethodical
بدون اسلوب، بى رویه، بى سبک، بى قاعده، بى ترتیب
rough and tumble
بى نظم و ترتیب، بى قاعده، شلم شوربا