فرهنگ آریان‌پور

قاطی‌ کردن

#۱۴۹٬۳۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

stir

جنبش، حرکت، فعالیت، جم خوردن، تکان دادن، به جنبش درآوردن، حرکت دادن، به هم زدن، به جوش آوردن، تحریک کردن یا شدن

۲

blend

مخلوطى (از چند جنس خوب و بد و متوسط) تهیه کردن (مثل چاى)، ترکیب، مخلوط، آمیختگى، آمیزه

۳

mingle

ممزوج شدن، آمیختن، بخاطر آوردن، ذکر کردن، مخلوط کردن