فرهنگ آریانپور
قاطع
#۱۴۹٬۳۶۴
secant
قاطع، قطع کننده، خط قاطع، متقاطع
categoric
قاطع، حتمى، جزمى، قیاسى، قطعى، (منطق) مطلق، بى قید، بى شرط
categorical
قاطع، حتمى، جزمى، قیاسى، قطعى، (منطق) مطلق، بى قید، بى شرط
crucial
وخیم، بسیار سخت، قاطع
clincher
متمسک شونده، قیچى کننده، قاطع
decisive
قطعى، قاطع
incisive
برنده، قاطع، دندان پیشین، ثنایا، تیز، نافذ
decretory
قطعى، قاطع، بحرانى، فرمانى
magistral
دستورى، آمرانه، قاطع، قطعى، امرى، مقتدر
trenchant
برنده، تیز، بران، نافذ، قاطع، قطعى، سخت
conclusive
قطعى، قاطع، نهایى
overbearing
مغرور، از خود راضى، منکوب گر، طاقت فرسا، غالب، قاطع
unanswerable
جواب ناپذیر، بیجواب، قاطع، دندان شکن، تکذیب ناپذیر
final
بالاخره، عاقبت، سرانجام
clear
واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن واژه هاى شامل
peremptory
قطعى، بى چون و چرا، آمرانه، خود راى، شتاب آمیز