فرهنگ آریان‌پور

قاش کردن

#۱۴۹٬۳۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

slice

برش، قاش، تکه، باریکه، باریک، گوه، سهم، قسمت، تیغه گوشت برى، قاش کردن، بریدن، قاچ، قاچ کردن

۲

flitch

(معنى مجازى) دنده خوک نمک زده و خشک کرده، تکه، قاش کردن، تکه مکعب پیه نهنگ

۳

sliver

تکه باریک، تراشه، قاش، ته جاروب، آشغال، فتیله نخ، بریدن، قاش کردن، تراشه کردن، چاک خوردن