واژههای فارسی←قار کردن - قار -فرهنگ آریانپورقار کردن - قار -#۱۴۹٬۲۳۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱plunkصداى تند و خشن درآوردن، قار قار کردن، تلپى افتادن، وزش، ضربت، با صداى تلپواژههای نزدیک در الفباقابلیت هدایتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقابلیت هدایت برق به مقدار زیادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقابلیت هدایت گرمامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقابلیت هدایت نورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقابلیت هوا خوریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیقابیلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر