فرهنگ آریان‌پور

قادر کردن

#۱۴۹٬۲۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

enable

توانا ساختن، قادر ساختن، وسیله فراهم کردن، تهیه کردن براى، اختیار دادن

۲

empower

صاحب اختیار و قدرت کردن، قدرت دادن، اختیار دادن، وکالت دادن

۳

authorize

اجازه دادن، اختیار دادن، تصویب کردن