فرهنگ آریان‌پور

قاچ

#۱۴۹٬۱۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

plug

توپى، سوراخ گیره، در، سر، قاش، قاچ، دوشاخه کلید اتصال، سربطرى، توپى گذاشتن (در)، بستن، درچیزى را گرفتن، قاچ کردن، تیر زدن، برق وصل کردن، دو شاخه

۲

slice

برش، قاش، تکه، باریکه، باریک، گوه، سهم، قسمت، تیغه گوشت برى، قاش کردن، بریدن، قاچ، قاچ کردن

۳

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف

۴

chunk

تکه بزرگ یا کلفت و کوتاه (در مورد سنگ ویخ وچوب)، (مجازى) کنده، مقدار قابل توجه

۵

wedge

گوه، گوه (goveh)، با گوه نگاه داشتن، با گوه شکافتن، از هم جدا کردن

۶

section

مقطع، بخش، برش، برشگاه، قسمت، قطعه، دسته، گروه، دایره، قسمت قسمت کردن، برش دادن