فرهنگ آریان‌پور

قاپیدن

#۱۴۹٬۱۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

nab

قاپیدن، دستگیر کردن، توقیف خودمانی‌

۲

hent

قاپیدن، به چنگ آوردن، ربودن، تا این که

۳

ravish

قاپیدن، ربودن، مسحور کردن، از خود بیخود شدن، به عفت و ناموس تجاوز کردن

۴

grab

ربودن، قاپیدن، گرفتن، توقیف کردن، چنگ زدن، تصرف کردن، سبقت گرفتن، ربایش

۵

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن

۶

grasp

فراچنگ کردن، به چنگ آوردن، گیر آوردن، فهمیدن، چنگ زدن، قاپیدن، اخذ، چنگ زنى، فهم

۷

pinch

نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین

۸

seize

بتصرف آوردن، ربودن، قاپیدن، توقیف کردن، دچار حمله (مرض و غیره) شدن، درک کردن

۹

swoop

(در مورد شاهین) بسرعت پایین آمدن، قاپیدن، چپاول کردن، از بین بردن، حرکت سریع نزولى

۱۰

snatch

ربایش، ربودگى، قاپ زنى، ربودن، قاپیدن، بردن، گرفتن، مقدار کم، جزیى

۱۱

seizing

بتصرف آوردن، ربودن، قاپیدن، توقیف کردن، دچار حمله (مرض و غیره) شدن، درک کردن

۱۲

grab off

به زور گرفتن، با شتاب گرفتن، قاپیدن

۱۳

swipe

ضربت سخت، حرکت جاروبى، جرعه طولانى، ضربه تند و شدید زدن، کش رفتن

۱۴

clutch

کلاج، چنگ، چنگال، کلاج (اتومبیل)، وضع دشوار، چنگ زدن، محکم گرفتن

۱۵

gobble

حریصانه خوردن، تند خوردن، قورت دادن، صداى بوقلمون در آوردن