قاپیدن
#۱۴۹٬۱۳۹
nab
قاپیدن، دستگیر کردن، توقیف خودمانی
hent
قاپیدن، به چنگ آوردن، ربودن، تا این که
ravish
قاپیدن، ربودن، مسحور کردن، از خود بیخود شدن، به عفت و ناموس تجاوز کردن
grab
ربودن، قاپیدن، گرفتن، توقیف کردن، چنگ زدن، تصرف کردن، سبقت گرفتن، ربایش
snap
بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن
grasp
فراچنگ کردن، به چنگ آوردن، گیر آوردن، فهمیدن، چنگ زدن، قاپیدن، اخذ، چنگ زنى، فهم
pinch
نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین
seize
بتصرف آوردن، ربودن، قاپیدن، توقیف کردن، دچار حمله (مرض و غیره) شدن، درک کردن
swoop
(در مورد شاهین) بسرعت پایین آمدن، قاپیدن، چپاول کردن، از بین بردن، حرکت سریع نزولى
snatch
ربایش، ربودگى، قاپ زنى، ربودن، قاپیدن، بردن، گرفتن، مقدار کم، جزیى
seizing
بتصرف آوردن، ربودن، قاپیدن، توقیف کردن، دچار حمله (مرض و غیره) شدن، درک کردن
grab off
به زور گرفتن، با شتاب گرفتن، قاپیدن
swipe
ضربت سخت، حرکت جاروبى، جرعه طولانى، ضربه تند و شدید زدن، کش رفتن
clutch
کلاج، چنگ، چنگال، کلاج (اتومبیل)، وضع دشوار، چنگ زدن، محکم گرفتن
gobble
حریصانه خوردن، تند خوردن، قورت دادن، صداى بوقلمون در آوردن