فرهنگ آریانپور
قابل لمس
#۱۴۸٬۹۱۹
tangible
قابل لمس، محسوس، پر ماس پذیر، لمس کردنى
palpable
پرماس پذیر، پرماسیدنى، حس کردنى، قابل لمس، آشکار، واضح
tactile
لمس کردنى، وابسته به حس بساوایى، لامسه اى
concrete
سفت کردن، با شفته اندودن یا ساختن، به هم پیوستن، ساروج کردن واقعى، به هم چسبیده، سفت، بتون، ساروج شنى، اسم ذات