فرهنگ آریان‌پور

قابل فهم

#۱۴۸٬۸۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

apprehensible

قابل فهم

۲

intelligible

فهمیدنى، مفهوم، روشن، قابل فهم، معلوم

۳

lucid

شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم

۴

accessible

دستیابى پذیر، در دسترس، قابل وصول، نزدیک (شدنى)، آماده ى پذیرایى، خوش برخورد، دست یافتنى