فرهنگ آریانپور
قابل فهم
#۱۴۸٬۸۶۶
apprehensible
قابل فهم
intelligible
فهمیدنى، مفهوم، روشن، قابل فهم، معلوم
lucid
شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم
accessible
دستیابى پذیر، در دسترس، قابل وصول، نزدیک (شدنى)، آماده ى پذیرایى، خوش برخورد، دست یافتنى