فرهنگ آریان‌پور

قابل درک

#۱۴۸٬۷۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

perceptible

قابل درک، ادراک شدنى

۲

imaginal

(imaginable =) ـ تصور کردنى، قابل تصور، انگاشتنى، قابل درک، وابسته به تصورات و پندارها، تصورى

۳

scrutable

قابل کشف (در مورد رمز و غیره)، قابل درک، کشف شدنى، خوانا

۴

cognizable

دانستنى، قابل درک

۵

imaginable

(imaginal =) ـ تصور کردنى، قابل تصور، انگاشتنى، قابل درک، وابسته به تصورات و پندارها، تصورى

۶

realizable

تحقق پذیر، قابل درک، قابل تحقق، نقد شدنى

۷

knowledgeable

بصیر، مطلع، وارد به کار، قابل درک، باهوش، زیرک

۸

comprehensible

دریافتنى، قابل درک

۹

plain

پهن، مسطح، هموار، صاف، برابر، واضح، آشکار، رک و ساده، ساده، جلگه، دشت، هامون، میدان یا محوطه جنگ، بدقیافه، شکوه، شکوه کردن plain understandable

۱۰

intelligible

فهمیدنى، مفهوم، روشن، قابل فهم، معلوم