فرهنگ آریان‌پور

قابل تحمیل

#۱۴۸٬۵۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

leviable

وضع کردنى، بستنى، قابل تحمیل، مالیات بستنى، وضع مالیات

۲

superimposable

قابل اضافه، قابل تحمیل، قابل تزاید، اضافه شدنى