فرهنگ آریان‌پور

قابل تجزیه - غیر -

#۱۴۸٬۵۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

irresolvable

تجزیه ناپذیر، غیر قابل تجزیه، جدا نشدنى، حل نشدنى

۲

irrefrangible

ناگسستنى، غیر قابل شکستن، غیر قابل غضب، نگفتنى، مصون، منزه، نرم، غیر قابل تجزیه