فرهنگ آریانپور
قابل پرداخت
#۱۴۸٬۵۰۲
remittable
قابل پرداخت
reimbursable
قابل پرداخت
due
بدهى، قابل پرداخت، مقتضى، مقرر، حق، ناشى از، موعد پرداخت، سر رسد، حقوق، عوارض، پرداختنى
payable
پرداختنى، قابل پرداخت
exigible
(حقوق) مقتضى، قابل مطالبه، قابل پرداخت، قابل تقاضا، قابل ادعا، خواستنى، مطالبه کردنى
solvable
حل شدنى، محلول، (معنى مجازى) قادر بتادیه وام، واریز شدنى، قابل پرداخت، حل پذیر، قابل حل solvable defrayable
mature
بحد بلوغ یا رشد رساندن، کامل کردن، بالغ، رشد کردن، کامل، سررسیده شده