فرهنگ آریان‌پور

قابل انتقال

#۱۴۸٬۴۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

alienable

قابل انتقال، قابل فروش، انتقالى

۲

portable

قابل حمل، قابل انتقال، سبک، قابل حمل و نقل، سفرى، ترابرپذیر، دستى

۳

inheritable

قابل توارث، میراث بردنى، قابل انتقال، موروثى

۴

transferable

انقال پذیر، قابل انتقال، قابل ورابرى، انتقال پذیر، قابل واگذارى

۵

transmissive

فرا فرست پذیر، انتقال دهنده، فرستنده، قابل انتقال، انتقال یافته

۶

wit

هوش، قوه تعقل، لطافت طبع، مزاح، بذله گویى، دانستن، آموختن

۷

view

نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن