فرهنگ آریانپور
قابل اطمینان
#۱۴۸٬۴۰۲
reliable
قابل اطمینان، معتبر، موثق، قابل اتکا
solid
جسم جامد، ماده جامد، سفت، سخت، مکعب، سه بعدى، محکم، استوار، قوى، خالص، ناب، بسته، منجمد، یک پارچه، حجمى، توپر، نیرومند، قابل اطمینان
reputable
قابل شهرت، مشهور، قابل اطمینان
dependable
(trustworthy =) ـ قابل اعتماد، توکل پذیر، قابل اطمینان، مورد اعتماد
sicker
ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده " sick