فرهنگ آریان‌پور

قابل‌ استفاده

#۱۴۸٬۳۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

operational

قابل استفاده، موثر، دایر

۲

usable

(useable =) ـ قابل استفاده، مصرف کردنى، به کار بردنى

۳

available

دردسترس، فراهم، قابل استفاده، سودمند، موجود، دسترس پذیر

۴

serviceable

روبراه شدنى، تعمیر پذیر، سودمند، به درد خور، قابل استفاده

۵

workable

کارکن، عملى، قابل اعمال، کار کردنى

۶

practical

عملاً، درعمل، تقریبا، درواقع، در معنى، مى توان گفت

۷

practicable

عملى، قابل اجرا، صورت پذیر، عبور کردنى