فرهنگ آریان‌پور

قابل

#۱۴۸٬۲۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

apt

مستعد، قابل، درخور، مناسب، شایسته، محتمل، متمایل، آماده، زرنگ

۲

able

توانا بودن، شایستگى داشتن، لایق بودن، مناسب بودن، آماده بودن، آرایش دادن، لباس پوشاندن، قوى کردن توانا، لایق، آماده، با استعداد، صلاحیت دار، قابل، مطیع، مناسب، (حقوق) داراى صلاحیت قانونى، پسوندى براى ساختن صفت است به معنى " داراى قدرت "، شایسته

۳

good

خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله

۴

capable

توانا، قابل، لایق، با استعداد، صلاحیتدار، مستعد

۵

qualified

شایسته، قابل، داراى شرایط لازم، مشروط

۶

thorough paced

دقیق گام، خوش روش، به همه جور قدم تربیت شده (اسب)، قابل، حسابى

۷

fit

بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن

۸

worth

ارزش، قیمت، بها، سزاوار، ثروت، با ارزش

۹

subject

نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن

۱۰

susceptible

مستعد، فروگیر، حساس، مستعد پذیرش