فرهنگ آریان‌پور

قاب

#۱۴۸٬۲۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

frame

قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن frame رادیو و تلویزیون‌

۲

pan

ماهى تابه، روغن داغ کن، تغار، کفه ترازو، کفه، جمجمه، گودال آب، (افسانه یونان) خداى مزرعه و جنگل و جانوران و شبانان، استخراج کردن، سرخ کردن، به باد انتقاد گرفتن، به هم پیوستن، متصل کردن، به هم جور کردن، قاب پیشوندى است به معنى " همه " و " سرتاسر "

۳

case

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا

۴

patina

(patine =) ـ زنگ مفرغ، جرم سبز، زنگار، قاب

۵

patine

(patina =) ـ زنگ مفرغ، جرم سبز، زنگار، قاب

۶

bezel

هنجار، گودى، نگین دان، پخ

۷

chassis

شاسى اتومیل، اسکلت، کالبد، شاسى

۸

tambour

تنبور، دهل، تنفس نگار، بنض نگار، (مبل سازى) رویه یا دیواره متحرک چوبى، دیواره متحرک چوبى ساختن