قاب
#۱۴۸٬۲۶۰
frame
قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن frame رادیو و تلویزیون
pan
ماهى تابه، روغن داغ کن، تغار، کفه ترازو، کفه، جمجمه، گودال آب، (افسانه یونان) خداى مزرعه و جنگل و جانوران و شبانان، استخراج کردن، سرخ کردن، به باد انتقاد گرفتن، به هم پیوستن، متصل کردن، به هم جور کردن، قاب پیشوندى است به معنى " همه " و " سرتاسر "
case
مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا
patina
(patine =) ـ زنگ مفرغ، جرم سبز، زنگار، قاب
patine
(patina =) ـ زنگ مفرغ، جرم سبز، زنگار، قاب
bezel
هنجار، گودى، نگین دان، پخ
chassis
شاسى اتومیل، اسکلت، کالبد، شاسى
tambour
تنبور، دهل، تنفس نگار، بنض نگار، (مبل سازى) رویه یا دیواره متحرک چوبى، دیواره متحرک چوبى ساختن