فرهنگ آریان‌پور

فوراً

#۱۴۷٬۹۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

anon

بزودى، فوراً، چند لحظه بعد

۲

fast

تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً

۳

instant

دم، آن، لحظه، ماه کنونى، مثال، فوراً

۴

expressly

صریحا، فوراً

۵

forthwith

آنا، فوراً، بیدرنگ

۶

straightway

بلادرنگ، فوراً، مستقیما، سر راست

۷

straightaway

یکراست، فوراً، بلادرنگ، رک و بى پرده

۸

promptly

بیدرنگ، سریع کردن، به فعالیت واداشتن، برانگیختن، سریع، عاجل، آماده، چالاک، سوفلورى کردن