فرهنگ آریان‌پور

فوت

#۱۴۷٬۸۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

puff

فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن

۲

foot

پا، قدم، پاچه، دامنه، فوت (مقیاس طول انگلیسى معادل 12 اینچ)، هجاى شعرى، پایکوبى کردن، پازدن، پرداختن مخارج

۳

gust

تند باد، باد ناگهانى، انفجار، فوت، خوشى، تفریح، تمایل، مزمزه، چشیدن

۴

death

مرگ، درگذشت، فوت

۵

snuff

نوک فتیله، توبیخ، ملامت، فوت، خاموش سازى یافوت، پف، انفیه، انفیه زنى، نفس، شهیق، دم زنى، بافوت خاموش کردن، خاموش شدن، عطسه کردن، انفیه زدن

۶

blow

(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن

۷

demise

مردن، وفات یافتن، انتقال دادن

۸

decease

مرگ، مردن، درگذشتن