فرهنگ آریان‌پور

فهمیده

#۱۴۷٬۸۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

understanding

فهم، ادراک، هوش، توافق، تظر، موافقت، باهوش، مطلع، ماهر، فهمیده rightminded

۲

ripe

رسیده، پخته، جا افتاده، بالغ، چیدنى، پر آب

۳

knowing

(past: knew ; past participle: known) ـ دانستن، آگاه بودن، شناختن know

۴

sapient

دانا، دانشمند، خردمند

۵

discerning

تشخیص دادن، تمیز دادن

۶

understood

مقدر، بدیهى