فرهنگ آریانپور
فهمیدنی
#۱۴۷٬۸۴۲
intelligible
فهمیدنى، مفهوم، روشن، قابل فهم، معلوم
plain
پهن، مسطح، هموار، صاف، برابر، واضح، آشکار، رک و ساده، ساده، جلگه، دشت، هامون، میدان یا محوطه جنگ، بدقیافه، شکوه، شکوه کردن plain understandable
palpable
پرماس پذیر، پرماسیدنى، حس کردنى، قابل لمس، آشکار، واضح
pellucid
شفاف، حایل ماوراء، بلورین، روشن، سلیس
comprehensive
جامع، فرا گیرنده، وسیع، محیط، بسیط graspable
comprehensible
دریافتنى، قابل درک