فرهنگ آریان‌پور

فهمیدنی

#۱۴۷٬۸۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

intelligible

فهمیدنى، مفهوم، روشن، قابل فهم، معلوم

۲

plain

پهن، مسطح، هموار، صاف، برابر، واضح، آشکار، رک و ساده، ساده، جلگه، دشت، هامون، میدان یا محوطه جنگ، بدقیافه، شکوه، شکوه کردن plain understandable

۳

palpable

پرماس پذیر، پرماسیدنى، حس کردنى، قابل لمس، آشکار، واضح

۴

pellucid

شفاف، حایل ماوراء، بلورین، روشن، سلیس

۵

comprehensive

جامع، فرا گیرنده، وسیع، محیط، بسیط graspable

۶

comprehensible

دریافتنى، قابل درک