فرهنگ آریان‌پور

فهرست کردن

#۱۴۷٬۷۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

list

فهرست، صورت، جدول، سجاف، کنار، شیار، نرده، میدان نبرد، تمایل، کجى، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، آماده کردن، خوش آمدن، دوست داشتن، کج کردن، سیاهه

۲

catalog

کاتالوگ، فهرست، کتاب فهرست، فهرست کردن، فهرست به فهرست بردن

۳

tabulate

جدول بندى کردن، فهرست کردن، مسطح کردن، تخت کردن، تخت و مسطح، هموار

۴

catalogue

کاتالوگ، فهرست، کتاب فهرست، فهرست کردن