فرهنگ آریانپور
فهرست کردن
#۱۴۷٬۷۵۴
list
فهرست، صورت، جدول، سجاف، کنار، شیار، نرده، میدان نبرد، تمایل، کجى، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، آماده کردن، خوش آمدن، دوست داشتن، کج کردن، سیاهه
index
شاخص، زیرنویس، فهرست، راهنما (مثلا در جدول و پرونده)، (در کتاب) جاانگشتى، نمایه، نما، راهنماى موضوعات، فهرست راهنما داراى فهرست کردن، بفهرست درآوردن، نشان دادن، به صورت الفبایى (چیزى را) مرتب کردن، فهرست ساختن
catalog
کاتالوگ، فهرست، کتاب فهرست، فهرست کردن، فهرست به فهرست بردن
catalogue
کاتالوگ، فهرست، کتاب فهرست، فهرست کردن
inventory
دفتر دارایى، فهرست اموال، سیاهه، صورت کالا، موجودى، صورت موجودى