فرهنگ آریانپور
فنری
#۱۴۷٬۶۴۸
springy
فنرى، جهنده، قابل ارتجاع، سرچشمه وار
spring
(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن
bouncy
سبکروح، خوشحال، فنرى، پس جهنده
whippy
شبیه شلاق، فنرى
elastic
کشدار، قابل ارتجاع، فنرى، سبک روح، کشسان
resilient
پس جهنده، مرتجع، فنرى، به حال نخستین برگردنده، بهبود پذیر