فرهنگ آریان‌پور

فنری

#۱۴۷٬۶۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

springy

فنرى، جهنده، قابل ارتجاع، سرچشمه وار

۲

spring

(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن

۳

bouncy

سبکروح، خوشحال، فنرى، پس جهنده

۴

whippy

شبیه شلاق، فنرى

۵

elastic

کشدار، قابل ارتجاع، فنرى، سبک روح، کشسان

۶

resilient

پس جهنده، مرتجع، فنرى، به حال نخستین برگردنده، بهبود پذیر