فرهنگ آریان‌پور

فنر

#۱۴۷٬۶۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

coil

چنبره زدن، فنر، به دور چیزى به طور مارپیچ پیچیدن، مارپیچ، سیم پیچ

۲

elater

خاصیت انبساط و گسترش (گازها و هوا)، فنر

۳

spring

(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن

۴

pullback

پس رفتن، عقب زدن، قلاب، فنر

۵

spiral

حلزونى، مارپیچ، مارپیچى، به شکل مارپیچ، به شکل مارپیچ درآوردن، به طور مارپیچ حرکت کردن