فرهنگ آریان‌پور

فن

#۱۴۷٬۵۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

technic

فن، شیوه، (technical) فن، اصطلاحات و قواعد فنى، فنى، صناعت

۲

technique

فن، شیوه، شگرد فن، اصول مهارت، روش فنى، تکنیک

۳

art

هنر، فن، صنعت، استعداد، استادى، نیرنگ

۴

fraud

فریب، حیله، (حقوق) کلاه بردارى، تقلب، فن، گوش بر، شیاد

۵

technical

فنى، (technic) فن، اصطلاحات و قواعد فنى، صناعت

۶

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۷

science

علم، دانش، علوم

۸

greasepaint

گریمور تئاتر، صورت گر تماشاخانه