فرهنگ آریان‌پور

فلنگ را بستن

#۱۴۷٬۴۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

blow

(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن

۲

slip

لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن

۳

vamoose

(زبان عامیانه) بسرعت عازم شدن، کوچ کردن، عزیمت کردن

۴

skedaddle

فرار کردن، گریختن، پا بفرار گذاردن، باعجله رفتن خودمانی‌