فرهنگ آریانپور
فلنگ را بستن
#۱۴۷٬۴۶۰
blow
(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدن
slip
لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن
vamoose
(زبان عامیانه) بسرعت عازم شدن، کوچ کردن، عزیمت کردن
skedaddle
فرار کردن، گریختن، پا بفرار گذاردن، باعجله رفتن خودمانی