فرهنگ آریان‌پور

فلزی کردن - ابکاری -

#۱۴۷٬۳۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

plate

صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن

۲

galvanize

با برق آب طلا یا نقره دادن به، آب فلزى دادن، آبکارى فلزى کردن