فرهنگ آریان‌پور

الک

#۱۴٬۷۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sift

الک کردن، بیختن، وارسى کردن، الک

۲

sieve

الک، آردبیز، پرویزن، غربال، الک کردن، غربال کردن

۳

bolter

الک، اسب چموش

۴

harp

چنگ (آلت موسیقى)، چنگ زدن، به صدا در آوردن، ترغیب کردن، غربال، الک، سرند

۵

scalp

پوست فرق سر، پوست سر با مو، جمجمه، فرق سر، الک، غربال، پوست کندن از سر

۶

mesh

سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن