فرهنگ آریان‌پور

فلج‌ کردن

#۱۴۷٬۱۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

palsy

فلج، زمین گیرى، فلج کردن

۲

paralyze

فالج کردن، فلج کردن، افلیج کردن، زمین گیر کردن، مفلوج کردن، لنه کردن