فرهنگ آریان‌پور

فلج

#۱۴۷٬۱۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

palsy

فلج، زمین گیرى، فلج کردن

۲

paralysis

فلج، رعشه، سکته ناقص، از کار افتادگى، وقفه، بیحالى، رخوت، عجز

۳

mutilate

معیوب کردن، ناقص، فلج، قلب و تحریف شده، بى اندام کردن، اخته کردن، ناقص کردن، فلج کردن، تحریف شدن

۴

paralytic

افلیج، وابسته به فلج