فرهنگ آریانپور
فلج
#۱۴۷٬۱۷۴
palsy
فلج، زمین گیرى، فلج کردن
paralysis
فلج، رعشه، سکته ناقص، از کار افتادگى، وقفه، بیحالى، رخوت، عجز
mutilate
معیوب کردن، ناقص، فلج، قلب و تحریف شده، بى اندام کردن، اخته کردن، ناقص کردن، فلج کردن، تحریف شدن
paralytic
افلیج، وابسته به فلج