فرهنگ آریان‌پور

فکسنی

#۱۴۷٬۱۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

punk

چوب پوسیده، آتش زنه، جوان ولگرد، بى ارزش

۲

mean

(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین

۳

shoddy

پارچه پست، پست، بدساخت، جازده، جنس بنجل، کالاى تقلبى

۴

gimcrack

چیز قشنگ و کم بها، بازیچه، ارزان، قشنگ و بى مصرف، عروسک، تصور واهى، نخود هر آش

۵

ramshackle

متزلزل، ناپایدار، شل، لکنتى، بدخلق

۶

rattletrap

قراضه، داراى صداى تق تق، لغزنده، سست، پر حرف

۷

dilapidated

مخروبه، ویران