فرهنگ آریان‌پور

فکر فرورفتن - توی -

#۱۴۷٬۰۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

brood

کلیه جوجه هایى که یکباره سراز تخم در مى اورند، جوجه هاى یک وهله جوجه کشى، جوجه، بچه، توى فکر فرورفتن