فرهنگ آریان‌پور

فکر

#۱۴۷٬۰۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

mind

فکر، خاطر، ذهن، خیال، مغز، فهم، فکر چیزى را کردن، یاد آورى کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، حذر کردن از، تصمیم داشتن

۲

thinking

فکر کننده، با شعور

۳

idea

انگاره، تصور، اندیشه، فکر، خیال، گمان، نیت، مقصود، معنى، آگاهى، خبر، نقشه کار، طرزفکر

۴

notion

(notional =) ـ تصور، اندیشه، فکر، نظریه، خیال، ادراک، فکرى، مفهوم

۵

concept

مفهوم، فکر، عقیده، تصور کلى

۶

opinion

نظریه، عقیده، نظر، راى، اندیشه، فکر، گمان

۷

thought

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think headpiece

۸

notional

(notion =) ـ تصور، اندیشه، فکر، نظریه، خیال، ادراک، فکرى

۹

reflection

(reflexion =) ـ بازتاب، انعکس، تامل، انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک

۱۰

wrinkle

آژنگ، چین، چروک، چین خوردگى، چین و چروک خوردن، چروکیده شدن، چروکیدن، چین دادن

۱۱

impression

اثر، جاى مهر، گمان، عقیده، خیال، احساس، ادراک، خاطره، نشان گذارى، چاپ، طبع