فرهنگ آریانپور
فک
#۱۴۶٬۹۹۶
jaw
فک، آرواره، گیره، دم گیره، وراجى، تنگنا، هرزه درایى کردن، پرچانگى کردن
jowl
فک، آرواره زیرین پرنده، گونه، کله ماهى
chap
معامله کردن، انتخاب کردن، شکاف دادن، ترکاندن، خشکى زدن پوست، زدن، مشترى، مرد، جوانک، شکاف، ترک، فک
chaw
جویدن، با دندان خرد و پاره کردن، (در جمع) آرواره، فک، لقمه جویده
mandible
(کالبد شکافى، جانور شناسى) فک، آرواره
seal
(جانور شناسى) خوک آبى، گوساله ماهى، مهر (mhor)، نشان، تضمین، مهر کردن، صحه گذاشتن، مهر و موم کردن، بستن، درزگیرى کردن، مهر، مهر زدن، محکم چسباندن