فرهنگ آریان‌پور

فک

#۱۴۶٬۹۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

jaw

فک، آرواره، گیره، دم گیره، وراجى، تنگنا، هرزه درایى کردن، پرچانگى کردن

۲

jowl

فک، آرواره زیرین پرنده، گونه، کله ماهى

۳

chap

معامله کردن، انتخاب کردن، شکاف دادن، ترکاندن، خشکى زدن پوست، زدن، مشترى، مرد، جوانک، شکاف، ترک، فک

۴

chaw

جویدن، با دندان خرد و پاره کردن، (در جمع) آرواره، فک، لقمه جویده

۵

mandible

(کالبد شکافى، جانور شناسى) فک، آرواره

۶

seal

(جانور شناسى) خوک آبى، گوساله ماهى، مهر (mhor)، نشان، تضمین، مهر کردن، صحه گذاشتن، مهر و موم کردن، بستن، درزگیرى کردن، مهر، مهر زدن، محکم چسباندن