فرهنگ آریان‌پور

فقیرانه

#۱۴۶٬۹۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

meanly

از روى پستى، لئیمانه، فقیرانه، به طور بد indigently

۲

mean

(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین

۳

sordid

پست، خسیس، چرک، کثیف، دون، شلخته، هرزه