فرهنگ آریان‌پور

فقر

#۱۴۶٬۹۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

destitution

فقر، بى چیزى

۲

depauperation

فقر، ضعف

۳

penury

احتیاج، فقر، تنگدستى، نیازمندى زیاد، خست

۴

poverty

تنگدستى، فقر، فلاکت، تهیدستى، کمیابى، بینوایى

۵

indigence

تنگدستى، ندارى، تهیدستى، بى چیزى، فقر

۶

need

نیاز، لزوم، احتیاج، نیازمندى، در احتیاج داشتن، نیازمند بودن، نیاز داشتن neediness poorness

۷

necessity

بایستگى، ضرورت، نیاز، نیازمندى، لزوم، احتیاج