فرهنگ آریان‌پور

فقدان

#۱۴۶٬۹۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lack

نبودن، نداشتن، احتیاج، فقدان، کسرى، فاقد بودن، ناقص بودن، کم داشتن

۲

loss

باخت، زیان، ضرر، خسارت، گمراهى، فقدان، اتلاف (در جمع) تلفات، ضایعات، خسارات، اتلاف، تلفات

۳

want

خواست، خواسته، خواستن، لازم داشتن، نیازمند بودن به، نداشتن، کم داشتن، فاقد بودن، محتاج بودن، کسر داشتن، فقدان، عدم، نقصان، نیاز، ندارى

۴

absence

نبودن، غیبت، غیاب، حالت غیاب، فقدان

۵

forfeit

جریمه، فقدان، زیان، ضبط شده، خطا کردن، جریمه دادن، هدر کردن

۶

forfeiture

از دست دادگى، فقدان، زیان، ضرر، جریمه

۷

deprivation

محرومیت، حرمان، فقدان، انعزال

۸

failure

واماندگى، درمانگى، کوتاهى، قصور، ناتوانى، شکست، ورشکستگى، خرابى، عدم موفقیت

۹

scarcity

کمیابى