فرهنگ آریانپور
فعلا
#۱۴۶٬۹۱۳
nonce
فعلا، مقصود فعلى، عجالتا
now
حالا، اکنون، فعلا، در این لحظه، هان، اینک
protem
(protempore =) ـ فعلا، موقتا، موقت، شاغل مقامى به طور موقت
presently
بزودى، عنقریب، لزوما، حتما، آنا، فعلا
protempore
(protem =) ـ فعلا، موقتا، موقت، شاغل مقامى به طور موقت
yet
هنوز، تا آن زمان، تا کنون، تا آن وقت، تاحال، باز هم، با این حال، ولى، درعین حال
already
پیش از این، قبلا
present
پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن
currently
جریان، رایج، جارى، معاصر، متداول، شایع، تزند، تزن current