فرهنگ آریان‌پور

فعلا

#۱۴۶٬۹۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

nonce

فعلا، مقصود فعلى، عجالتا

۲

now

حالا، اکنون، فعلا، در این لحظه، هان، اینک

۳

protem

(protempore =) ـ فعلا، موقتا، موقت، شاغل مقامى به طور موقت

۴

presently

بزودى، عنقریب، لزوما، حتما، آنا، فعلا

۵

protempore

(protem =) ـ فعلا، موقتا، موقت، شاغل مقامى به طور موقت

۶

yet

هنوز، تا آن زمان، تا کنون، تا آن وقت، تاحال، باز هم، با این حال، ولى، درعین حال

۷

already

پیش از این، قبلا

۸

present

پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن

۹

currently

جریان، رایج، جارى، معاصر، متداول، شایع، تزند، تزن current