فرهنگ آریان‌پور

فعل معین با کارکردهای دستوری‌ گوناگون

#۱۴۶٬۹۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

be

بریلیم - (Be)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 4 و جرم اتمى 9.012182 گرم بر مول، فلز بریلیوم به رنگ خاکسترى فولادى

۲

do

(past: did ; past participle: done) ـ کردن، عمل کردن، انجام دادن، کفایت کردن، این کلمه در ابتداى جمله به صورت علامت سوال مى آید، فعل معین