فرهنگ آریانپور
فعل معین
#۱۴۶٬۹۰۰
linking verb
فعل معین
do
(past: did ; past participle: done) ـ کردن، عمل کردن، انجام دادن، کفایت کردن، این کلمه در ابتداى جمله به صورت علامت سوال مى آید، فعل معین
shall
(past: should ; past participle: should) ـ باید، بایست، بایستى، فعل معین