فرهنگ آریان‌پور

فعل معین

#۱۴۶٬۹۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

linking verb

فعل معین

۲

do

(past: did ; past participle: done) ـ کردن، عمل کردن، انجام دادن، کفایت کردن، این کلمه در ابتداى جمله به صورت علامت سوال مى آید، فعل معین

۳

shall

(past: should ; past participle: should) ـ باید، بایست، بایستى، فعل معین