فرهنگ آریان‌پور

فعالیت واداشتن - به -

#۱۴۶٬۸۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

prompt

بیدرنگ، سریع کردن، به فعالیت واداشتن، برانگیختن، سریع، عاجل، آماده، چالاک، سوفلورى کردن

۲

operate

عمل کردن، به کار انداختن، بهره بردارى کردن، به فعالیت واداشتن، گرداندن، اداره کردن، راه انداختن، دایر بودن، عمل جراحى کردن