فرهنگ آریانپور
فعالیت
#۱۴۶٬۸۲۸
activity
فعالیت، کنش ورى، کار، چابکى، زنده دلى، آکتیوایى
stir
جنبش، حرکت، فعالیت، جم خوردن، تکان دادن، به جنبش درآوردن، حرکت دادن، به هم زدن، به جوش آوردن، تحریک کردن یا شدن
actuality
واقعیت، فعالیت، امر مسلم
acting
کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن act
agency
نمایندگى، وکالت، گماشتگى، ماموریت، وساطت، پیشکارى، دفتر نمایندگى
energy
کارمایه، زور، نیرو، قوه فعلیه، توانایى، انرژى
pursuit
تعقیب، پیگرد، تعاقب، حرفه، پیشه، دنبال، پیگیرى setto