واژههای فارسی←فضای اطراف هر جسمیفرهنگ آریانپورفضای اطراف هر جسمی#۱۴۶٬۷۰۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱atmosphereپناد، کره ى هوا، جو، واحد فشار هوا، فضاى اطراف هر جسمى (مثل فضاى الکتریکى ومغناطیسى)واژههای نزدیک در الفبافضانوری کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفضاهای باز دهات - در -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفضای احاطه کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفضای ازادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفضای اشغال شده به وسیله مادهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفضای اشکوبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر