فرهنگ آریانپور
فضا
#۱۴۶٬۶۷۵
space
فضا، وسعت، مساحت، جا، فاصله، مهلت، فرصت، مدت معین، زمان کوتاه، دوره، درفضا جا دادن، فاصله دادن، فاصله داشتن، فاصله گذاشتن
area
مساحت، فضا، ناحیه
room
اتاق، خانه، جا، فضا، محل، موقع، مجال، مسکن گزیدن، منزل دادن به، وسیع تر کردن
place
جا، محل، مرتبه، قرار دادن، گماردن، جایگاه، میدان، فضا، مکان، در محلى گذاردن، گذاشتن، جاى دادن، وهله، صندلى
ether
(به عقیده قدما) عنصر آسمانى، اتر، اثیر، جسم قابل ارتجاعى که فضاوحتى فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده و وسیله انتقال روشنایى و گرما مى شود، مایع سبکى که از تقطیر الکل و جوهر گوگرد به دست مى آید و براى بیهوش کردن اشخاص به کار مى رود
region
منطقه، بوم، سرزمین، ناحیه، فضا، محوطه بسیار وسیع و بى انتها
climate
آب و هوا