فرهنگ آریان‌پور

فشنگ

#۱۴۶٬۶۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

cartouch

گلوله توپ، فشنگ

۲

cartridge

کارتریج، فشنگ، گلوله

۳

cartouche

گلوله توپ، فشنگ

۴

charge

تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه